Ourika
در سال 2005، در حومه فرانسه، یک عملیات پلیسی شبکه قاچاق مواد مخدر یک خانواده را متلاشی میکند. **دریس**، دانشجویی درخشان، مجبور میشود کنترل این تجارت غیرقانونی را به دست بگیرد و وارد مسیری تاریک شود. در مقابل او، **ویلیام**، پلیسی ایدهآلگرا، برای اجرای عدالت ایستاده است. نبرد میان این دو به مبارزهای میان وظیفه، اخلاق، و سرنوشت تبدیل میشود.
- مدت زمان: نامشخص
-
بازیگران:
در یکی از حومههای پاریس، موسا جبلی، یک قاچاقچی موفق حشیش، شاهد توقیف محمولهاش توسط مقامات مبارزه با مواد مخدر است. کل خانواده او در سقوطش گرفتار میشوند، از جمله برادر کوچکش، دریس، یک دانشجوی بااستعداد که همیشه تلاش کرده از مسیرهای خلاف دور بماند....
دستگیری موسی محله را به آتش کشیده است. ویلیام به عواقب اعمال خود پی می برد و سعی می کند خود را از دید همکارانش نجات دهد. دریس خود را در معرض تهدید طلبکاران برادرش می بیند و به دوستان دوران کودکی خود روی می آورد...
ویلیام به همکارش تاز اعتراف می کند که توسط خبرچینش فریب خورده است. آنها تصمیم می گیرند از او پیروی کنند و فقط در مسیر دریس قرار می گیرند. دانشجوی جوان مجبور به فروش کوکائین دزدیده شده در دزدی می شود و در مهمانی های پاریس معامله می کند....
خانواده جبلی به مراکش می روند تا اعتماد عموهای خود را که در کوه های ریف حشیش تولید می کنند، جلب کنند. ویلیام و راچتون، رئیس گروه مواد مخدر، در ردیابی خود داغ هستند. اما توطئه های سیاسی نقشه های هر دو قطب را خنثی می کند...
پس از فاجعه در پذیرایی سفیر، راچتون و ویلیام باید به فرانسه بازگردند. ویلیام با سرپیچی از مافوق خود، در مراکش می ماند تا به ردیابی خانواده جبلی ادامه دهد. دریس مصمم است از پسر بنعلی انتقام بگیرد و دوباره به دست بیاورد...
دریس و ویلیام به لطف اتحادشان، در محافل مربوطه خود به قدرت می رسند. ویلیام در تیم مواد مخدر می درخشد و ضبط یکی پس از دیگری رکورد می کند و باعث حسادت بین سرویس های مختلف اجرای قانون می شود. دریس در حال سیل مادر است...
دریس که از گرسنگی اش برای انتقام کور شده بود، سرانجام موفق شد بنالی را ردیابی کند. اما به دنبال اطلاعات موسی، گمرک به خانه او یورش برد. راچتون و ویلیام به خطر افتاده اند و برای محافظت از خود دست به هر کاری می زنند. ویلیام اکنون باید برود...
ارسال دیدگاه